لیمو 🍋

تلخی و شیرینی های روزانه یک لیمو

  • صفحه‌اصلی
  • پروفایل
  • مطلب منتخب
  • مطلب پیشنهادی

|186|

امروز کلاس یوگا داشتم..

خیلی جَو کلاسمون رو دوست دارم🫠..

البته از لحاظ سنی همشون سن بالا هستن، خانمای خونه دار و بازنشسته..

ولی بشدت مهربون و محترمن..

من و دو تا از دوستام اونجا همسن و سالیم..

یه خانمِ مهربون گوگولی هست که خیلیی وایب خوبی میده بهم🥹..

امروز پیشنهاد داد دورهمی داشته باشیم؛و یه روز همگی عصرونه بریم بیرون..

درسته هم سن و سال من نیستن، اما راستش دوست دارم حداقل یبار باهاشون بیرون برم..

دارم تو ذهنم برنامه ریزی میکنم اگه خواستم برم کیک شکلاتی براشون درست کنم🌚..

پ.ن: باید آجر یوگا بخرم..

خودم
シ︎ شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت 12:59

|185|

خوابم نمیبره 👀..

خودم
シ︎ شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت 4:44

|184|

اومدم تو حیاط نشستم..

زل زدم به آسمون و داریوش داره میخونه:

آسمون سنگی شده..

خدا انگار خوابیده..

انگار از اون بالاها؛ گریه هامو ندیده..

پ.ن: تا ابد برای من داریوش🫠..

موزیک
シ︎ شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت 0:27

|183|

نمیدونم چرا وبلاگم تو بروز شده ها نمیاد😢..

درست شو عزیزمم..

پلییییییز🙏🏻

خودم
シ︎ جمعه نهم مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت 22:48

|182|

حوصلم سررفته..

کماکان حوصله چیزیم ندارم🫣..

دیگه نمیتونم مثل قبل رژیم بگیرم؛ اراده شو ندارم..

دلم برا سالم خوری تنگ شده..

پ.ن۱: فردا کلاس یوگا دارم🥹..

پ.ن۲:امروز کلا افسرده بودم..

خودم
シ︎ جمعه نهم مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت 22:43

|181|

خیلی‌ ناراحتم می‌کنی عزیزدلم؛

مجبورم بسپارمت به هر امامی که الان سرش خلوت‌تره🤲🏻..

پ
シ︎ پنجشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت 23:33

|180|

بعد از مدت ها با مامان بابا اومدم بیرون دور دور..

حالا دور دور ما چطوریه؟..

من هی تو ماشین میشینم، اونا میرن خریدای خونه رو انجام میدن..

قضیهِ همونه که میگه به بابام گفتم حوصلم سررفته؛ گفت الان دخترمو میبرم بنزین بزنیم😩😂..

پ.ن۱: الانم با جوجه منتظر نشستیم، مامان رفته غوره بخره..

پ.ن۲: مامان با میوه هایی که خریدن اومد و ما از همین الان خوردنشون رو شروع کردیم👀..

(نمیدونم خونه شما اینجوریه یا نه اما بعضی میوه ها برا ما به یخچال نمیرسن یا تو مسیر خورده میشن، یا موقعی شسته شدن و رو سینکن🦦)

خودم
シ︎ پنجشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت 21:9

|179|

راستی این مدت Stranger Things رو دیدمم..

قشنگ بود و خوشم اومد..

اگه به فیلمای عملی، تخیلی علاقه دارید از دیدنش پشیمون نمیشید..

فیلم درباره دنیای وارونه و یه بُعد دیگه س..

صدا گذاری و طراحی صحنه خیلی قشنگ بود..

پ.ن: ساخت آمریکاست

فیلم
シ︎ پنجشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت 11:8

|178|

یچیزی که جدیدا اذیتم میکنه حرفای مامانه..

یعنی به محض اینکه پامو از در اتاقم میزارم بیرون شروع میکنه..

شاید موضوعاتی که میگه اهمیت چندانی نباشه هاا، اما چیزاییه که آزارم میده..

و مامان دقیقاااا دست میزاره رو همونا و باهاشون میره رو مخم..

کاش این اخلاق زشت از سرش بیفته..

منم که بشدت کم تحمل شدم هی با صدای بلند و اینا میخوام که تمومش کنه..

در نتیجه چی میشه؟

ترجیح میدم تو اتاقم بمونم و تا آخر روز حالم بده و عصبیم😑..

خودم
シ︎ پنجشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت 10:24

|177|

یه حسی دارم، انگار که مدت زیادی از خونه م دور بودم و حالا برگشتم 🥹..

از خودم اگه بخوام بگم:

درونگرا تر شدم، آستانه تحملم اومده پایین، زود گریه م میگیره، یهو میرم تو فکر..

فک کنم به قول بانو هایده:

غم با من زاده شده؛ منو رها نمیکنه..

اما خب یچیزی مثل امید هنوز ته دلمه..

دوباره با نوشتن خودمو به زندگی گره میزنم🖇..

علاوه بر اینجا دلم برای دانشگاه و خوابگاه خیلی خیلی تنگ شده..

پ.ن۱: از دی ماه دیگه دانشگاه نرفتیم 💔

پ.ن۲: راستی این هفته کلاس یوگا ثبت نام کردم..

خودم
シ︎ چهارشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت 23:54

آمارگیر وبلاگ

قالب طراحی شده توسط وبلاگ :: webloog
لیمو 🍋 تلخی و شیرینی های روزانه یک لیمو
  • آرشیو
  • سرتیترها
  • فید وب
  • نقشه وب
  • طراح قالب بلاگفا
  • |206|
  • |205|
  • |204|
  • |203|
  • |202|
  • |201|
  • |200|
  • |199|
  • |198|
  • |197|
  • |196|
  • |195|
  • خودم (134)
  • دانشگاه (44)
  • فیلم (13)
  • موزیک (5)
  • پ (4)
  • خونه (2)
  • کتاب (2)
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳