|180|
بعد از مدت ها با مامان بابا اومدم بیرون دور دور..
حالا دور دور ما چطوریه؟..
من هی تو ماشین میشینم، اونا میرن خریدای خونه رو انجام میدن..
قضیهِ همونه که میگه به بابام گفتم حوصلم سررفته؛ گفت الان دخترمو میبرم بنزین بزنیم😩😂..
پ.ن۱: الانم با جوجه منتظر نشستیم، مامان رفته غوره بخره..
پ.ن۲: مامان با میوه هایی که خریدن اومد و ما از همین الان خوردنشون رو شروع کردیم👀..
(نمیدونم خونه شما اینجوریه یا نه اما بعضی میوه ها برا ما به یخچال نمیرسن یا تو مسیر خورده میشن، یا موقعی شسته شدن و رو سینکن🦦)
シ︎
پنجشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت 21:9