|201|
بالاخره از اون قیافه سنجاب مانند و ورم رها شدم🐹..
اما هنوز درد دارم و بخیه های دندونم اذیت میکنه..
صبح رفتم کلاس، یه مربی جدید برای مدتیشن اومد و عالی بود🥹..
مامان و داداشام چند روزیه رفتن خونه خالم (یه شهر دیگه)..
و من الان اومدم مدرسه داداش بزرگه تا دسته گلایی که به آب داده رو بررسی کنم..
(نتایج اومده و چندتا درس افتاده)🤦🏻♀️..
حالا هی اصرار اصرار که مامان بابا نفهمن چندتا افتادمااا..
فعلا نشستم تا معاونشون بیاد ببینم چه میشه کرد🌚..
فک کنم اوضاع اونقد خرابه که هیچکدوم رو تک ماده هم نمیتونه بزنه🦦..