|90|
دیشب زری میگفت بنویس..
از هرچی خوشحال یا ناراحتت میکنه؛ بنویس..
نوشتن معجزه میکنه..
و من ناخودآگاه بلاگفا رو به یاد آوردم..
و تمام لحظه های قشنگ و سختی که بهم گذشت و ننوشتم..
زندگی در گذره و من ثبتش نکردم..
نه اینکه یادم بره بنویسما؛ نه..
یه حس گنگ پیدا کردم نسبت به نوشتن..
همونقدر که دوست دارم بنویسم و تعریف کنم و خودمو خالی کنم..
همونقدرم حس میکنم باید سکوت کنم؛ و زندگیمو بدون تعریف کردنِ چیزی پیش ببرم..
نمیدونم..
پارادوکسم انگار..
シ︎
سه شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۴ ، ساعت 23:21