|156|
فردا امتحان دارم و حتی یه کلمه هم نخوندم..
راستش انقدررر خستم که تواناییشو ندارمم🦦..
عصر که رسیدم بلافاصله رفتم کلاس..
بعدشم که درگیر باز کردن چمدون و چیدن وسایلا بودم..
الانم رو تختم لش کردم و تو گوشیم، تا خوابم ببره..
فردا از صبح کلاس دارم تااا ظهررر؛ بعدش یه ساعتی آزادم و امتحان..
همه امیدم اینه بین کلاس بیام بخونم🤡..
راستیی امروز بچها بیرون بودن و گفتم فعلا برام صابون بخرن🥲..
یه صابون قبلاااا دکتر بهم معرفی کرده و خوب بود، دیگه فعلا همونو گرفتم..
پ. ن۱: هانی یه کانال زده که روزمره دانشجویی بزاره؛ یهویی گفتم خب منم ادمین کن، منم یچیزایی مینویسم👀..
الان همش حس میکنم نهه،، انگار از گوشه امنم خارج میشم اونجورییی..
پ. ن۲: بعد از طرفی میگمم اصن یه کانال برا خودمون بزنم، نه؟؟
نمیدونم والااا🌚
پ. ن۳:چقدد حرف زدمم؛ دلم براتون تنگ شده بوداا🥲💕