|136|
تا الان محوطه بودیم..
از خستگی اومدم افتادم رو تختم..
یه شیرینی به بچها بدهکار بودم و دیگه امشب براشون شام گرفتم..
رفتیم محوطه شام خوردیم و بعدش اسپیکر آوردن آهنگ گذاشتن..
و از ساعتای 8/5 دقیقاااا تا الان بچها زدن و رقصیدن..
یه چیزی حدود200 تا دختر همههه وسط..
خیلییی خوش گذشت..
دیگه آخراش هم آهنگای محسن یگانه رو گذاشتن و همه خوندیم باهاش..
انقد جیغ زدم و باهاشون خوندم که الان صدام در نمیاد🌚..
برم بخوابم که چشام داره میسوزههه دیگه(البته اگه خوابم ببره)..
راستییی امروز امتحانم داشتم و خوب بود خداروشکر..
پ. ن: شما چطورید؟ چخبرا؟..
シ︎
دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت 0:6